تبليغاتX
در عزای خورشید
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

 بیانیه محکومیت جمعی از امت حزب الله در پی هتک حرمت به دفتر نماینده ولی فقیه در یزد

بسمه تعالی

 

لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لايُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاّ قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بى اساس را در مدينه پخش مى كنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان مى شورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمى توانند در كنار تو در اين شهر بمانند(60)و از همه جا طرد مى شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد.(61)

 

با نهایت تاسف خبر هتک حرمت به دفتر نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد را شنیدیم.

 

قطعا اگر قوه محترم قضائیه در برخورد قاطع با سران فتنه وحرمت شکنان عاشورای تهران تسریع می نمود و برهم زنندگان امنیت کشور را به سزای اعمال ننگینشان می رساند اکنون شاهد اینگونه اعمال مغرضانه و ساختارشکنانه آن هم در یزد دارالعباده نبودیم و این زنگ خطری است برای آنان که دم از آشتی و وحدت آن هم با محاربان و معترضان به ساحت ولایت می زنند و این نشان می دهد که هرگونه نرمش و کوتاه آمدن نتیجه ای جز جری تر شدن جریان فتنه نخواهد داشت.

 

 امت حزب الله یزد گرچه از حضور برخی افراد معلوم الحال در بیت نماینده ولی فقیه در استان دلی پرخون دارد و ماه ها از عدم اتخاذ موضع شفاف امام جمعه محترم یزد در وقایع پس از انتخابات و عضویت ایشان در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و تائید بیانیه های ساختارشکنانه و معاندانه آن مجمع،قلبی مالامال از درد دارد اما هتک حرمت به دفتر نماینده مقام معظم رهبری (مدظله  العالی)در استان را برنتافته و آن را از عمق جان محکوم می نماید.

 

در پایان از مسئولین قضائی و امنیتی استان قاطعانه می خواهیم با تمام توان نسبت به شناسائی عامل یا عاملان این فتنه از هر دسته وگروه اقدام و در اسرع وقت آنان را به امت حزب الله معرفی نمایند.

 

والعاقبه للمتقین

جمعی از امت حزب الله یزد

نوشته : علی پاپوش    نظرات :

مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا
(احزاب، آیه 61)

امروز شاهد توهین‌ها و بی‌حرمتی‌های جماعت منافق سبز اموی بودیم.
جماعتی که خس و خاشاک بودنشان را مدت‌های مدیدی است که رسمیت بخشیده‌اند.
جماعتی که همچون سپاه یزید در سال 61 هجری در روز عاشورا سوت و کف می‌زدند و هلهله می‌کردند.
جماعتی که نفاق، جزئی از ذات پلیدشان بوده و امروز آشکار دشمن دین خدا هستند.
جماعتی که رهبران منافق صفتی چون موسوی و کروبی و خاتمی و برخی آقاها!!! و آقازاده‌های انگلیس نشین دارند.
جماعتی که بوق‌های تبلیغاتی BBC و VOA را فرشته وحی الهی می‌دانند! و خود را سینه چاک USA!
جماعتی که به پایان مسیر سیاه خود رسیده‌اند.
جماعتی که به اندازه یک موش جرأت ندارند و وقتی با مردم عزادار و داغ‌دیده از بی‌حرمتی‌هایشان روبرو شدند، سوراخ موش‌ها را پیش‌خرید کردند!
جماعتی که نشان داده‌اند لیاقت مماشات و تسامح را ندارند.
جماعتی که منطقشان فحش و ناسزا و دروغ است.

و سخنی با برخی مسئولین مربوطه در قوه قضائیه، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و رئیس شورای عالی امنیت ملی!

اگر جرأت برخورد با منافق صفتانی چون موسوی و کروبی و خاتمی و برخی آقاها!!! و آقازاده‌های انگلیس‌نشین را ندارید رسماً اعلام کنید!!! تا مردم خود راه و روش برخورد با آن‌ها را عملیاتی کنند.
اگر فکر می‌کنید که هنوز جایی برای چشم‌پوشی و مماشات با جلبک‌های سبز اموی باقی مانده، بهتر است در عقل خود شک کنید! یا اگر واقعاً مصلحتی در آن می‌بینید به ما هم بگویید!
یادتان باشد یک سرباز همیشه باید جلوتر از فرمانده خود در میدان مبارزه حاضر باشد تا فرمانده بتواند فرماندهی کند. اگر در سربازی خود برای فرمانده کل قوا شک دارید! بهتراست به دنبال نان و نام دیگری باشید!!!

و در پایان؛

ما گوش به فرمان رهبر انقلاب اسلامی، همچو مقداد، دست بر شمشیر و چشم در چشم مولایمان ایستاده‌ایم و آماده یک اشارتیم تا بند "میم" وصیتنامه سیاسی - الهی خمینی کبیر را اجرا کنیم و همگان بدانند که در این راه با هیچ شخص، گروه و دسته‌ای در هر لباس و مکان و زمانی عقد اخوت نبسته‌ایم و نخواهیم بست.

منبع : بچه های قلم

نوشته : علی پاپوش    نظرات :

به مناسبت آغاز محرم:

فردا خیمه ها را جمع می کنند،کاروان آماده می شود،سعید بن عاص با لشکری به کربلا آمده،بی حرمتی نزدیک حرم الله شده،تمتع عمره شده و ساربان عزم سفر کرده. فردا خیمه ها را جمع می کنند،باید از مکه عبور کنند،باید راهی عراق شوند.باید به کربلا برسند،خطبه شروع می شوند:«مرگ چون گردنبند دختران جوان،گردنگیر فرزندان آدم است و من به ملاقات گذشتگانم اشتیاق فراوانی دارم همچون یعقوب که به دیدار یوسف اشتیاق داشت و در محل معینی که برایم انتخاب شده به زمین خواهم افتاد...». محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس و... آشفته می شوند.فردا خیمه ها را جمع می کنند،شب یک به یک به محضر می رسند، یکی از جفای کوفیان می گوید و دیگری پیشنهاد هجرت به یمن را می دهد.حضرت(ع) قول تامل را می دهد اما سحرگاه کاروان آماده می شود. تمتع عمره شده و کاروان عزم سفر کرده.

دوستان دوباره به محضر می رسند، حضرت(ع) هر کدام را دلیلی می آورد، اشک روی چشمانش می نشاند و وداع می کند.ساربان عزم سفر کرده و باید از مکه عبور کنند.

کاروان در حرکت است،باید راهی عراق شوند. خطبه خط به خط دهان به دهان می چرخد،لرز به اندام اقوام می افتد,عبدالله بن جعفر-پسر عم حضرت-نامه می نویسد و پسرانش را گسیل می کند،جواب حضرت(ع) اما مشخص است؛باید به کربلا برسند.

خط به خط خطبه ویران کننده است.عبدالله خودش روانه می شود و باز هم جواب تغییری نمی کند.خط به خط خطیه نفسشان را می برد؛«گویا می بینم اعضای بدنم را گرگ های بیابان میان نواویس و کربلا پاره پاره می کنند و شکم های خالی و گرسنه خود را از من پر می نمایند از روزی که مقدر شده نمی توان فرار کرد.رضای خدا،رضای ما اهل بیت است.بر بلای خدا صبر می کنیم،پاداش صابران را به ما می دهد،پاره تن پیغمبر(ص)از او دور نمی شود بلکه در بهشت به او ملحق می شود و باعث روشن شدن چشم و انجام وعده ی وی میشود.هر کس می خواهد در راه ما جانبازی کند و خود را برای مرگ آماده کرده با ما کوچ کند که من صبحگاهان کوچ خواهم کرد...».

حتی شنیدن خبر شهادت مسلم و التماس های عبدالله بن سلیمان اسدی و منذر بن مشمعل اسدی هم در میان راه ثمری ندارد. حضرت(ع) در برابر ظلم و ستم ماموریتی دارن که باید به انجام برسانند، حضرت(ع) عزم کربلا کرده اند، حضرت(ع) عزم ازادی کرده اند، حضرت(ع) عزم شهادت دارند.

انگار این ماجرا هر سال اتفاق می افتد از هشتم ذی حجه شروع می شود و به دهم محرم می رسد.هر سال از اوائل محرم فکری می شوم،چه می شود امسال نیاید؟ چه می شود امسال محمد حنیف و عبدالله عباس موفق شوند؟ چه می شود التماس های منذر بن مشمعل اثر کند؟ چه می شود ساربان عزم شهادت نکند؟ چه می شود اگر...

نوشته : علی پاپوش    نظرات :

امام روح الله

حضرت روح الله

پوستر سیاه سفید از حضرت امام به دلیل هتک حرمت به ساحت ملکوتی ایشان.

اندازه مناسب چاپ این پوستر A3 هست.

2.۴۱ مگابایت
دانلود سایز اصلی

نوشته : علی پاپوش    نظرات :


از کربلا که آمدی،

خواهی دانست 

فراق بهشت با آدم چه کرد.

نوشته : علی پاپوش    نظرات :

صدای شیهه ذوالجناح را شنیدند.خوشحال شدند فکر کردند حسین آمده تا برای بار سوم خداحافظی کند.از خیمه ها بیرون آمدند.اسب آمده بود اما بی سوار. با یال خونی

اشک بود که میچکید و فریاد بود که خفه می شد.

نوشته : علی پاپوش    نظرات :
انسان را به سر می شناسند یا به لباس.شاید به همین خاطر بود که زینب بدن برادرش را نشناخت.

حسین نه سر به تن داشت، نه لباس

نوشته : علی پاپوش    نظرات :
پرسيد : پدر را بزنم يا پسر؟
شنيد : سفيدي گلوي پسر را نمي بيني ...
کسي گفت : ... تا هر دو را زده باشي...
...
بس کن رباب، حال تو بهتر نمي شود
اين گريه ها براي تو اصغر نمي شود
نوشته : علی پاپوش    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.